
|
ديدگاه ها، اصول، ارزش ها و مشخصات من |
|
تابع مطلوبيت من در زندگی: بيشينه سازی امکان بروز استعدادها (عمدتاً معنوی) از طريق: خودآگاهی+ خودسازی+ جهان آگاهی + جهان سازی مبتنی بر صداقت و جديت لذا دوست دارم از موارد زير پرهيز کنم: خودسانسوری+ خودفريبی+ غفلت + توجيه + تسويف + تنبلی+ خيانت. اين تلاش بايد منجر به تعالی بخشی به زندگی خودم و ديگران برای داشتن رابطهای جامع، کيفی و متوازن با خداوند، خويشتن، خانواده، هستی، جامعه و جهان شود. متغيرهای پس رو(Lagging Indicators) اين تابع مطلوبيت عبارتند از: · آرامش درونى (و نه آسايش بيرونی) · رضايت باطن (هيچ گاه دستخوش عذاب وجدان نباشم و هميشه يك ملامتگر درونى مرا لگدمال نكند) («يا ايتهاالنفس المطمئنه») · شادى «ان أولياءالله لاخوف عليهم ولاهم يحزنون» · اميدوارى (به تعبير حضرت امير: «لايرجون احد منكم الا ربه») · معنا داری زندگى «ما خلقت هذا باطلا» علاقه مندي ها: علاقه مندی اول: كتاب به مطالعه كتاب بويژه در مورد علوم اجتماعی (مدیریت، سياست، جامعه شناسی و اقتصاد)، علوم عقلی (فلسفه غرب و شرق و معرفت شناسی) و معارف دينی (قرآن پژوهی و علم الحديث) و داستان های کوتاه و شعر علاقه دارم. چون موضوعات بالا زياد بود بايد بگويم که از موارد زير گريزانم: تقريباً همه رشته های مهندسی، علوم پزشکی و پيراپزشکی، علوم پايه، رمان های بلندو ....) علاقه مندی دوم: تفکر از انديشيدن لذت می برم و همينطور از انديشيدن در مورد انديشيدن. به خاطر همين، مطالبی از قبيل مهارت های تفکر (راهبردی، سيستمی، منطقی، نقدی و انتقادی، خلاق، فلسفی، رمز انديشانه و ...) را می پسندم و دنبال می کنم. اگر بخواهم صريح صحبت کنم به نظر من نود و پنچ درصد آدم ها در زمينه فکر کردن جزو عوام هستند هر چقدر هم با هوش باشند چون طريقه صحيح فکر کردن را بلد نيستند. علاقه مندی سوم: تعليم و تحقیق چه دسته جمعی چه فردی. چه سيتماتيک چه يلخی، چه آشکار چه نهان. بعد از عبادت خداوند و مهرورزی با خلق خداوند، شريف ترين کار تعليم و تحقیق است: جستجو و تسهيم حقيقت. ويژگي هاي اخلاقي · سخت گير و ايده آلیست در فعاليت حرفه ای · کاربردی و پراگماتيست در تمشيت زندگی مثل خريد وسايل و لوازم زندگی و ... · خوش خوراک در غذا · خوش خنده و شوخ علی الخصوص در کار و جلسات کاری · بی معرفت در دوستی (فقط مواقعی که حضورم الزامی است هستم و گرنه معمولاً در سايه و دورادور) · گريزان و متنفر از مهمانی، عروسی و عزا و ختنه سوران و هر مراسمی از اين قبيل · متنفر از اينکه بايد در برخی موارد مبادی آداب باشم (مثلاً پوشيدن کت و شلوار يا غذا خوردن با کلاس با قاشق و چنگال و · عاشق فهميدن و فهماندن و مفاهمه (آموختن از ايکس، آموزش به ايگرگ و هم آموزی با ايکس و ايگرگ) جهان بيني و ارزش ها: چرا جهان بينی و ارزش های شخصی را می نويسم؟ به پنج دليل: دلايل فردی: می توانم بعد از مدتی خودم را چک کنم که چقدر اعتقاداتم متکامل شده اند! می توانم هر چند وقت يکبار خودم را بر اساس اعتقادات مکتوبم ارزيابی کنم، چقدر در مرحله عمل به اعتقاداتم پايبندم!! دلايل اجتماعی: کسانی مدل فکری من را نمی پسندند، مدل فکری من را مورد نقد قرار دهند. کسانی مدل فکری من را می پذيرند، بدانند در اين جهان کسی شبيه آنان هست! کسانی هم هستند که به چيزهايي که من فکر و تدوين کردهام فکر نکرده اند، شايد برايشان سوالی ايجاد شود.
· خداوند را با تمامی اسمايش دوست دارم. البته بايد اعتراف کنم برخی اسمايش را دوست تر می دارم: کريم، سلام، ستار، تواب، رب، نور و ... · فکر می کنم قرآن احتياج به استدلال تاريخی و .... برای اثبات حقانيتش ندارد، قرآن يک سيستم خود بسنده است يعنی اگر وجدان بيداری قرآن را درک کند نمیتواند آسمانی بودنش را رد کند. همين گونه ولايت معصومين را نيز خود بسنده می دانم يعنی برای ولايت ايشان چيزی جز خودشان طلب نمی کنم. · معتقدم حضرت محمد (ص) آخرين رسول خداوند است و او را رحمتی می دانم که پهنای زمين و درازای زمان را در بر گرفته است. · ائمه از نظر من مقامی فوق تصور دارند همانگونه که خداوند قابل وصف و فهم نيست، ائمه نيز همين گونه اند و همه يک نورند که تجليشان متفاوت است، کلهم نور واحد. · به حضرت بقيه الله معتقدم و طلوع دولت ايشان را به انتظار فعال نشسته ام. البته بايد گفت به انتظار فعال بپاخاسته ام. · تمام معصومين را، زنده و حی می دانم. · طبق تقسيمبندی دکتر سروش، من جزو شيعيان غالی محسوب می شوم. اگر غلو اين است که او می گويد و آن را انحراف میداند، من به اين انحراف افتخار میکنم. سند شيعگی و بهتر بگويم مانيفست زندگی من زيارت جامعه کبيره است. · نگاه من به دين «فلسفه فراگير حیات طيبه» است. یعنی نمیخواهم همه زندگیام مثل غیرمتدینان باشد و فقط و فقط یک حجره از حجرههای زندگیام، یک اتاق از اتاقهای زندگیام با دیگران فرق کند. روانشناسان دین معمولاً از این به Compartment تعبیر میکنند. من به «صبغه الله و من احسن من الله صبغه» معتقدم. رنگآمیزی خدا میتواند و بايد کل زندگی را فرا میگیرد. · دیانت به معنای «مالک حقیقت بودن» نیست، بلکه به معنای «طالب حقیقت بودن» میگیرند، ديانت به معنای شروع یک طلب، شروع یک سیر و سلوک برای یافتن حقیقت است. · پذيرفته ام همۀ انسانها را با همۀ نقایصی که دارند، دوست بدارم حتی خودم را. انسان ها مخلوق معشوق من هستند و لذا ... (پای سگ بوسيد مجنون چرا که گاهگاهی اين سگ کوی ليلی می رود) · فکر می کنم انسان ها بر اساس صداقت (مبتنی بر وجدان حقيقت خواه) و جديتشان (در مجاهده نظری و عملی عدالت طلبانه) در زندگی اين جهانی به زندگی آن جهانی بار می يابند. ادامه را در متن ديدگاه های من ببينيد!
|


